مدیر تولید و تمرین صدا !!

مثل همیشه سر وقت و شاید هم زودتر از بقیه وارد حیاط کارخانه میشه. مثل اکثر مدیران تولید، او هم کاربلد، جدی و منضبط است. البته ناگفته نماند که فیزیک بدنی درشتش هم هیبت و ابهت خاصی بهش میده! قدم­زنان میره سمت سوله. محوطه سوله خیلی بزرگه. یک سمتی از سوله چند اتاق کوچک هست. یکی از این اتاقها مال این آقای مدیر تولیده. طبق معمول میره طرف اتاقش، درب رو باز می­کنه و کیفش را می­گذاره تو اتاق و تا فاصله­ای که همه کارکنان خط تولید بیان، می نشینه و کارهای خودشو و برخی نامه­های اداری رو بررسی می­کنه و بعد که همه آمدن یعنی وقتی که قراره همه اومده باشند، راه می­افته و در کل سوله قدم می­زنه، با همه سلام می­کنه و دستگاهها رو بازدید می­کنه. دیگه این کار عادتش شده. البته یه جورایی مثل برنامه صبحگاه ارتش هم می­مونه، همه را برای شروع کارشون به صف می­کنه. حرف زیادی هم نمی­زنه به قدر کافی هیبت داره!

 در یک ماه اخیر، فشار کاری خیلی رفته بالا. کارخانه از یک شرکت خودروسازی سفارش­های خوبی برای ساخت گرفته، کارکنان مجبور شدن چند شیفته کار کنن که سفارش­ها به موقع حاضر بشه البته دستگاهها هم کم تحت فشار نیستند. به همین دلیل مدیر تولید دو تا نگرانی جدی داره، یکی امنیت بچه­های خط تولیده که مبادا در اثر فشار کاری و خستگی زیاد خدای ناکرده بی­احتیاطی کنند و لطمه و آسیب به خودشون بزنن و دیگه این که مبادا یکی از این دستگاهها یهو ناغافل مشکلی براش پیش بیاد و برای تعمیر متوقف بشه. البته واحد تعمیر و نگهداری هم کاملاً آماده باشه و مرتب حواسش به دستگاهها است.

مدیر تعمیر و نگهداری خیلی آدم خونسرد و یخیه. بعضی وقت­ها حرص آدم رو در میاره! اصلا براش مهم نیست 2 شیفت یا 3 شیفت داریم کار می­کنیم، براش فرقی نداره! نه این که آدم بی­مسئولیتی، نه، کلاً خونسرده! از این آدماست که محاله جوش بیاره یا عجله کنه! خدا نصیبتون نکنه! کلی از دستش حرص می­خورین و جون به لب می­شید!!

بذارید براتون بگم که جناب مدیر تولید بارها آموزش­های لازم را در رعایت مسائل ایمنی به کارکنان خط تولید داده و هر دفعه هم درباره استفاده از لباس­ها و لوازم ایمنی شخصاً تذکرات لازم را میده البته خودتون می­دونید که بالاخره همیشه یکی دو تا هستن که به دلایل معلوم و نامعلوم بی­کله هستن و مثلاً شجاع و جسور هستن و کارهای عجیب و غریب می­کنن!!

3 ماه پیش متأسفانه یکی از کارکنان خط تولید ، یکی از انگشتانش قطع شد و کلی برای خودش، خانواده­اش، مدیر تولید و مدیر عامل کارخانه دردسر شد. کار به شکایت و شکایت­کشی رسید. چند بار مدیر تولید و مدیر عامل با هم درباره این موضوع جر و بحث کردن. و بالاخره علاوه بر هزینه درمان و طول استراحت، کارخانه مجبور شد که دیه سنگینی بده! البته مدیر عامل خیلی از این مسأله عصبانی بود و مدیر تولید را مقصر می­دونست که سخت­گیریهای لازم و مراقبت­های لازم را در زمینه مسائل ایمنی انجام نمیده! به هر حال بعد از اون ماجرا، مدیر تولید بیشتر نگران و مراقبه.

بچه­های خط تولید، خیلی این مدیر تولید را دوست دارند البته حساب هم ازش می­برن از انصاف نگذریم این مدیر تولید هم خوب هواشونو داره و برای اونها پیش مدیر عامل و کارخانه کم نمی­ذاره.

حدود ساعت 12 می­شه که یکی از بچه­های خط میاد تو اتاق مدیر تولید و با ناراحتی می­گه: “قربان! یکی از دستگاهها خراب شده، چه کار کنیم؟” مدیر تولید می­گه: “ای بابا! حالا وقتش بود؟! باشه بذار من زنگ می­زنم مدیر تعمیر و نگهداری تا بیان درستش کنن. تا اونها هم بیان خودم میام پای دستگاه.” گوشی را برمی­داره و زنگ می­زنه به مدیر تعمیر و نگهداری و می­گه: «سلام، یکی از دستگاهها خراب شده، لطفاً سریع یکی رو بفرست ببینه چش شده؟» مدیر تعمیر و نگهداری می­گه: «باشه، باز چه غلطی کردید؟ آخه بلد نیستید با این دستگاهها کار کنید، خفب نکنید دیگه!» مدیر تولید می­گه: «الان چه وقت تیکه انداختنه! بجنب! بگو یکی بیاد اینجا» مدیر تعمیر و نگهداری می­گه: «میاد ولی باید کمی صبر کنید!»

مدیر تولید که خوشش نمی­آد از جواب مدیر تعمیر و نگهداری با ناراحتی صحبت را تمام می­کنه. و خودش سریع میره طرف دستگاه ببینه چیکار می­تونه بکنه و بعد از نیم ساعت میاد سمت اتاقش زنگ می­زنه به مدیر عامل و می­گه: «آقا، این مدیر تعمیر و نگهداری جدن شورشه در آورده، یکی از دستگاهها خراب شده، می­گم بیایید، درستش کنید، می­گه باید صبر کنید. من نمیدونم، اگر آخر ماه سفارشها برای تحویل آماده نشد به من هیچ ربطی نداره!»

حدود ساعتف 3 بعد از ظهردو تا از کارکنان تعمیر و نگهداری میان و مشغول این دستگاه خراب میشن. مدیر تولید در حالی که در سوله قدم می­زنه، هر از چندی به کار این دو نفر سر می­زنه. یک ساعت بعد مدیر تعمیر و نگهداری وارد سوله می­شه که متوجه سروصدا میشه و می­بینه که مدیر تولید بدجوری قاطی کرده و داره داد و بیداد می­کنه! اولش فکر می­کنه که داره با کارکنان تعمیر و نگهداری دعوا می­کنه بعد که جلوتر میره می­بینه نه، مدیر تولید داره با یکی از کارکنان خط تولید دعوا می­کنه و بدجوری هم صداشو برده بالا.

میره جلو و دستش رو می­گیره و می­بردش یه طرف دیگه و بهش می­گه: «چت شده تو؟ چرا این­جوری قاطی کردی؟!» مدیر تولید می­گه: «بی­خیال! تو خودت یکی از عوامل قاطی کردن منی!» مدیر تعمیر و نگهداری میگه: «باشه، آره، هستم! الان چی شده، یک کم آروم باش!» مدیر تولید می­گه: «نمیشه، آخه نمیشه، خسته شدم از بس به این آقا گفتم که موقعی که با دستگاه پرس کار می­کنی سیگار نکش، مگه گوش می­ده؟ باید یک انگشت دیگه بپره تا این آقا هم حرف گوش بده، اصلا می­دونی چیه مثل این که من باید هر از چندی بیام وسط سوله و داد و بیداد کنم تا این­ها حرف گوش کنن و مسائل ایمنی را رعایت کنن. آره از این به بعد همین کار رو می­کنم، باید باد بندازم تو گلوم و فریاد بزنم تا درست بشه!» مدیر تعمیر و نگهداری میگه:“اصلا بهت نمیاد که بتونی تمرین صدا کنی!” مدیر تولید با عصبانیت بیشتر میگه:”از این به بعد می بینید که به من میاد که صدامو بلند کنم! اصلا کار درست همینه! دیگه خسته شدم از بس که حرف گوش نمی دید!!”……….

 

5 دیدگاه در “مدیر تولید و تمرین صدا !!

  1. به نام خدا.سلام.
    اصطلاح جدیدوجالبیه!تمرین صدا.
    وقتی دقت میکنم با نگاه به فرهگهای متفاوت میبینم که همه جا بادلایل یا کاربردهای متفاوت “تمرین صدا” استفاده میشه و اثر هم داره.
    من فعلاً یک دلیل جهت اینکه این آقای مهندس کاردان در اون لحظه تمرین صدا میکرد به ذهنم میرسه و اونم اینکه:
    علاوه بر جذبه و کاریزمایی که از لحاظ جسمی،علمی و عملی داره تا حرفشو بخونن،این کارو میکنه تا جلوی یه اتفاق ناگوارو بگیره یا به عبارت دیگه پیشگیری کنه تا از عواقب بی دقتی و یه عمل نابخردانه و… همه مصون باشند.طبق مثل معروف میخواد گربه رو دم حجله بکشه.

  2. کارکنان نباید در حین انجام وظیفه احساس کنند که به آنها و نظراتشان اهمیت داده نمی شود.یعنی باید به مواردی که آنها مد نظر دارند هم توجه شود.البته یک مدیر که مسئولیت یک سازمان و یا یک اداره را دارد و با توجه به احساس مسئولیتی که دارد نسبت به این قضایا حساسیت نشان میدهد.
    هم چنین میزان سفارش باید طوری باشد که تمامی مسائل از جمله ماشین آلات و استهلاک باید در نظر گرفته شود و طوری نباشد که به کارکنان و ماشین آلات صدمه وارد شود.اگر در حین دریافت سفارش کمی تدبیر صورت گیرد و کمی هم فشار ها کم شود هم دستگاهها طول عمر بیشتری دارند و هم کارکنان میتوانند عملکرد بهتری داشته باشند.همینطور فشار کاری هم بر مدیر تولید نمی آید و نیاز به فریاد در خط تولید نیست.البته مدیر خط تولید در کنار کارکنان است و همانطور که باید از او حساب ببرند باید طوری رفتار کند که نیت مدیر نسبت به کارکنان مشخص باشد.یعنی کارکنان باید احساس کنند که مدیر به فکر سلامت،مزایا و… میباشد و بین کارکنان و مدیر فاصله وجود ندارد.حتی اگر یک مدیر از دست کارمند خود ناراحت میشود باید طوری باشد که کارمند بفهمد که به خاطر دوست داشتن و سلامت اوست نه دستور.

  3. صداتو بالا ببر و ریاست کن!
    تو یه جمع دوستانه اونیکه صداش بالا تره جهت حرفا رو تعیین میکنه
    تو اتاق استراحتگاه اونیکه صداش بالا تره تیتر بحث ها رو مشخص میکنه
    تو کلاس معلمی که صداش بالاتره بچه ها ساکت ترند
    و تو …
    واقعا چرا صدا فاکتور مهمی تو مدیریت کردنه ،حتی مدیریت کردن چیزای ساده ای که گفتم!؟
    من دوست دارم صدامو بالا تر ببرم چون میخوام ریاست کنم!

  4. وقتی این مطلب را خواندم فکرهای گوناگونی (همزمان) در ذهنم به هم پیچیدند:
    – هرچه مدیریت یک موسسه ، قوی هم باشد چون نیروی انسانی و روان متغیر انسان ، در کار دخیل است جلوگیری از بعضی حوادث ، محال است. ماهیت کار اینگونه است.
    – می شد در این کارخانه ، یک محل را برای سیگار کشیدن در نظر گرفت . که غیر از این محل ، کسی حق سیگار کشیدن در جای دیگر مخصوصا کنار دستگاه ها را نداشته باشد.
    – می شد مثلا از پوشش فلزی برای انگشتان استفاده کرد . شبیه وسیله ای که زنان در هنگام کار با سوزن و نخ از آن استفاده می کنند.
    -….

  5. جانم مدير! هنر بالا رفتن صدا هم مهم است! اگر قرار باشد هميشه صدا بلند باشد تاثيري ندارد و بقيه به آن عادت ميكنند و اهميت لازم را نمي دهند. مهم است كه با چه كسي و چگونه گرد و خاك كنيم!!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *