قصه و روایت شما از سازمانتان چیست؟

زندگی امروز ما به تعبیری زندگی سازمانی است، زندگی در سازمان ها یا زندگی با سازمانهاست. همه ما در سازمانی به نام بیمارستان متولد می شویم، در سازمانی به نام مهد کودک، مدرسه، دبیرستان بزرگ می شویم، در سازمانی به نام دانشگاه درس تخصصی فرا می گیریم و در سازمانی به کار مشغول می شویم البته نهایتاً درسازمانی به نام بهشت زهرا از دنیا می رویم. این چهره سازمانی دنیای امروز ماست. در سازمان ها متولد می شویم ، در آنها بزرگ می شویم، در آنها زندگی می کنیم و از دنیا می رویم.

سازمانی که شما اکنون در آن کار می کنید ممکن است خصوصی، دولتی یا مردم نهاد ، کوچک، متوسط یا بزرگ ، انتفاعی ، غیر انتفاعی یا خیریه، آموزشی، تولیدی یا بازرگانی باشد. ممکن است در هیچ یک از این سازمان ها کار نکنید ولی در طول روز، هفته و یا ماه حتماً برای گرفتن خدمات یا کالا با این سازمان ها سرو کار داشته باشید. بانک می روید، دانشگاه می روید، شهرداری می روید، حتماً برای اخذ گواهی نامه، تعویض پلاک خودرو، دادن عوارض و نظایر آن، گذرتان به خیلی از سازمان ها افتاده است. لیست سازمانهایی که در طول هفته، ماه یا سال با آن ها سرو کار دارید زیاد است. بد نیست یک بار آن ها را برای خودتان فهرست کنید.

می خواهم با شما سازمان ها را روایت کنم. روایت شما از سازمانی که در آن کار می کنید چیست؟ از نگاه شما چه جور جایی است؟ از منظر شما چگونه است؟  ممکن است شما در سازمانتان کار پرداز، تحصیل دار، حسابدار، منشی، رییس دفتر، مشاور، کارشناس فنی، تکنسین تولید، مدیر تولید، ، مدیر فروش، فروشنده، مدیر عامل، عضو هیأت مدیره، رئیس هیأت مدیره و یا سهام دار و نظایر آن باشید، مهم نیست که درکجای سازمان قرار دارید؟ چه کار می کنید؟ یا در سلسله مراتب سازمان در فرادست هستید یا درفرو دست؟ این مهم است که در این سازمان ها کار  می کنید نه فقط کار می کنید بلکه در آن ها و با آن ها زندگی می کنید. بله ! زندگی می کنید.سازمان ها ما را شاد، غمگین، نگران یا متعجب می کنند. سازمان ها کیفیت زندگی ما را تغییر می دهند.

روایت شما چیست؟ قصه شما چیست؟ قصه و روایت شما از سازمانتان چیست؟ ببینید روایت های زیادی درباره سازمان ها وجود دارد اما عمده این روایت ها از سوی مدیران و از زبان مدیران، مدیران عامل و اعضای هیأت مدیره بوده است. عمدتاً این فرا دستان قصه خود را گفته اند، نوشته اند و منتشر کرده اند. بسیاری از آنچه که ما در دانش سازمان و در نظریه سازمان می بینیم با تلاش و سرمایه این فرا دستان و مهتران سازمانی نگارش شده است و جالب است که ما، همه ما، شما و همه شما بازیگران این روایت ها و قصه هایید! بیایید ما هم قصه و روایت خود را با هم بگوییم و بشنویم.

 از نگاه شما سازمانتان چگونه جایی است؟آیا شما را شاد می کند؟ همکارانتان را دوست دارید؟ با هم مهربان هستید؟ مدیرتان با انصاف رفتار می کند؟ احساس تبعیض نمی کنید؟ صبح ها سر شوق و سر دماغ به محل کارتان می روید؟ عصرها خندان و شاد به خانه و خانواده خود بر می گردید؟ ارباب رجوع شما، مشتریان شما با شما خوب رفتار می کنند؟ آیا شما را درست می فهمند؟ به شما گوش می دهند؟ انگیزه پیشرفت شغلی در شما چگونه است؟ آیا زمینه های رشد و ارتقاء در سازمان برای شما فراهم است؟ آیا می توانید پیشنهاد ، انتقاد یا حتی گله خود را با همکاران ، فرادستان و فرودستان خود راحت بیان کنید؟ آیا معلوم است که در صورت ایجاد تعارض باید چه کار کنید؟ و آیا محل رفع تعارض و روش حل آن روشن است؟ وآیاهای بسیار دیگر؟

من در این جا درباره سازمان ها می نویسم، از جنبه های مختلف آنها می نویسم، خوشحال می نویسم، ناراحت می نویسم، عجیب می نویسم، متفاوت می نویسم. ازچیزهایی که در سازمان ها ما را خوشحال می کنند، از چیزهایی که ما را ناراحت می کنند، از چیزهایی که ما را متعجب می کنند.

من روایت، نگاه و قصه خود را می نویسم. شما هم بگویید و بنویسید.شاید این گفت و شنودی که از این روایت های متفاوت آغاز می گردد بتواند زندگی سازمانی ما و کیفیت زندگی ما را بهتر کند. شاید این گفت وگو آغازی باشد برای سازمان هایی بهتر. به هر حال هیچ راهی جز با پیموده شدن ساخته نمی شود. بیایید این راه را با هم طی کنیم و با هم بسازیم.

5 دیدگاه در “قصه و روایت شما از سازمانتان چیست؟

  1. سلام
    ایجاد وبلاگ جدیدتون رو تبریک میگم
    اول از همه بگم عنوان این صفحه تون خیلی بامزست “سرا پا گوش?
    ادم رو به نوشتن ترغیب میکنه
    بعد هم تعبیرتون از زندگی و دید سازمانی …
    البته غیر از قسمت اخرش که ترسناک بود:((
    شوخی کردم

    اولین بار که با سازمان اشنا شدم
    مثال های پیچیده درذهنم اومد
    ولی حالا حرفای شما برام ملموسه
    “زندگی امروز ما به تعبیری زندگی سازمانی است، زندگی در سازمان ها یا زندگی با سازمانهاست.?
    در سازمان هر کسی دارای یکسری نقش هاست و در چارچوب اختیارات و وظایفی که داره بقیه اعضا ازش انتظار دارن
    یه مثال ساده ،خانواده است
    داخل خونه وظایف پدر مشخصه و همه طبق توانایی ها و دارایی ها و شرایط موجود از پدر انتظار دارن
    نقش مادر و فرزندان هم همینطور تعریف میشه
    و همه در کنار هم تلاش میکنند تا به اهدافی که دارند برسند…
    در روزهای زندگی ممکنه اتفاقات ناگواری رخ بده
    حالا این اتفاق هر چیزی میتونه باشه:مشکل مالی،بیماری و…
    و اینجا یکی از جاهایی است که تفاوت سازمان ها مشخص میشود که چقدر برای روزهای سخت از قبل برنامه ریزی داشته اند و …

    من در زمینه سازمان ها،اهداف،چارچوب ها،سندهای استراتزی و… مطالعاتی زیادی خارج از مباحث دانشگاهی داشتم.
    الان در زمینه معماری سازمان ها،در تیمی که مشغول هستم درصدد ایجاد چارچوب جدیدی هستیم
    که مزایای چارجوب های قبلی داشته باشه
    خیلی خوشحال شدم که موضوع مورد بررسی شما سازمان هاست
    مطمئنم چیزای زیادی ازتون یاد میگیرم

    “یک درخت می تواند آغاز یک جنگل باشد?

    • سلام
      ممنونم از شما.
      این متخصصین در دانش IT به منظور تجزیه و تحلیل سیستم ومعماری سازمان
      خوب در سازمان ها نفوذ کرده اند.شما هم که گفتید الان درگیر چنین پروژه ای هستید.
      اگر در مسیرکارتان به مسائل جالبی برخورد کردید، خوشحال می شوم که در این جا آنها را
      مطرح کنید.امیدوارم که در این کارتان سازمانی دلپذیر و زیبا را طراحی و معماری کنید
      که در آن تمامی عوامل سازمانی احساس بهتری از گذشته داشته باشند و امیدوارم که در تدوین
      و نقش بندی معمارانه خود برای سازمان مورد نظر، همدلانه گوش شنوایی داشته باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *