ما در جایی نیستیم که آرزوی آن را داشتیم!

consumerism

پاداش بهره وری،در واقع،چیزی جز افزایش مصرف و مصرف زدگی نبود!مصرف زدگی در واقع نوعی تفکر جدید و تجدد به حساب می آمد!ما دیر فهمیدیم که مصرف بسیار زیاد و مصرف زدگی، هزینه های خود را دارد، که آزادی در راندن اتومبیل،برای مثال،در حکم درگیر شدن در ترافیکی سنگین است.ما مصرف و مصرف زدگی را شاخصی برای توسعه دانستیم، و سهوا جامعه ای پر از حسادت درست کردیم که فقیر بودن در حکم داشتن درآمدی پایین تر از حد میانگین بود(حتی اگر میانگین جامعه هم کاملا بالا باشد!)این جامعه ای است که هیچ برنده ای در آن نیست، و واقعا مورد قصد ونظر ما نبوده است.

ما نظریات آدام اسمیت را بد تفسیر کرده ایم که اگر هر یک از ما به دنبال منافع فردی خود باشیم،”دست های نامرئی” به نحوی اسرار آمیز کارها را طوری ترتیب می دهد که همه چیز در جهت منافع عمومی عمل کند. از حقوق فردی و حق انتخاب برای همه تبلیغ کردیم در حالی که یک چنین آزادی و حقی بدون خویشتنداری ، بدون تفکر و توجه به همسایگان و نوادگانمان جوازی است برای سواستفاده از آزادی و گواهی است بر خودخواهی مطلق. آدام اسمیت -که استاد فلسفه اخلاق بود،نه استاد اقتصاد- تئوری های خود را بر اساس جامعه اخلاقی بنا نهاده بود. او قبل از این که کتاب “ثروت ملل” را تالیف کند ، اثر معروف خود تحت عنوان “قواعد نظری احساسات اخلاقی” را ساخته و پرداخته بود، ودر آن چنین آورده بود که هر جامعه با ثبات قطعا مبتنی بر “احساس همدردی”-یعنی وظیفه اخلاقی در احترام گذاردن به انسان های دیگر- می باشد.

مدیریت همواره به معنای “از عهده برآمدن” و “حریف شدن” بود تا این که ما معنای این واژه را تحریف کردیم و آن را به معنای “برنامه ریزی” و “نظارت” درآوردیم!در نتیجه توسعه پنجاه سال گذشته ، بسیاری از مردم مسئولیت خود را به خوبی انجام داده اند ، ولی بسیاری دیگر آنچنان هم از عهده رسالت های خود بر نیامده اند.در جهان ، در کل، ثروتمند کماکان ثروتمندتر می شود ، وفقیر هم با وجود بهترین قصد ونیتی که در ما هست، کماکان فقیرتر می شود!اگرچه مسیر ما در سرتاسر قرن بیستم مسیری مبتنی بر برنامه ریزی و نظارت بوده است!!

منبع: کتاب “اینجا جای ما نیست” -چارلز هندی-ترجمه محمد طلوع-موسسه خدمات فرهنگی رسا

IMAGE634704374132427813

1 دیدگاه در “ما در جایی نیستیم که آرزوی آن را داشتیم!

  1. اگر هر یک از ما به دنبال منافع فردی خود باشیم،?دست های نامرئی? به نحوی اسرار آمیز کارها را طوری ترتیب می دهد که:
    “نسل سرخ پوستان”
    در خطر انقراض باشد یا “هندوستان استر انگلستان “شود…و همه چیز در جهت منافع عمومی عمل کند.

    مدیریت همواره به معنای “برنامه ریزی? و “نظارت?!!!! بود تا این که ما معنای این واژه را تحریف کردیم و آن را به معنای “از عهده برآمدن? و “حریف شدن?!!!!درآوردیم!

    abu ali sina miguiad : man az gaav mitarsam . chun shaakh daarad vali aghl nadaarad

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *