درد درد است، فرقی نمی کند!

09306-ex01b

درد اجتماعی همانند درد بدنی است!

دو سناریو زیر را در نظر بگیرید:

اول پای شما می­لغزد و بدجوری بر روی آرنج خود می­افتید و همین که بر روی زمین  می­افتید، پوست شما به زمین  می­کشد و می­خراشد. ابتدا شوکه می­شوید. سپس گیرنده­های عصبی درد به سوی مغز پیام می­فرستند، از پوست شما خون می­آید و می­سوزد، احساس کوفتگی می­کنید و دستتان متورم می­شود. قلب شما تند می­زند. به سختی نفس می­کشید. ممکن  است حالت تهوع به شما دست دهد. اینها پاسخ­های طبیعی شما نسبت به درد بدنی است.

دوم شما وارد محیط کار خود می­شوید و مشتاق هستید که با مدیر عامل ملاقات کنید و درباره ارتقاء کاری خود ، صحبت کنید. مدیر عامل به طور صمیمانه­ای با یکی از همکارانتان در حال صحبت است و شما در اطراف آنها پرسه  می­زنید. با نزدیک شدن شما به آنها، مکالمه آنها متوقف می­شود. شما ناراحتی آنها را با ورود خود احساس می­کنید در همین لحظات مدیر عامل از آن فرد عذرخواهی می­کند و به سمت گروه دیگری می­رود و تلاش می­کند که با شما تماس چشمی برقرار نکند.

پژوهش­های اخیر دانش عصب شناسی نشان می­دهد که تجربه سوزش حاصل از درد اجتماعی در سناریوی دوم همانند سوزش حاصل از درد بدنی در سناریوی اول است و در مغز در هر دو حالت، نواحی یکسانی فعال می­شوند بدین ترتیب درد، درد است چه اجتماعی باشد چه بدنی! همچنین مطالعات نشان  می­دهد که مسکن­های درد مانند آسپرین در هر دو حالت می­تواند به کاهش احساس درد کمک کند. این بدین معناست که وقتی ما در محیط کاری موقعیت اجتماعی یک همکار را تهدید می­کنیم او را متحمل درد می­کنیم و مغز او همان دردی را احساس می­کند که در یک تجربه بدنی دردناک احساس  می­کند. در واقع او از این تهدید، دردش  می­گیرد!

منبع:    www.pageuppeople.com, center for international Talent management

Verbal-Threat-Workplace-Violence-and-Termination-384x272

3 دیدگاه در “درد درد است، فرقی نمی کند!

  1. بازپینگ: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (107)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *