زیبایی شناسی و مدیریت

Sunrise2رمز و راز زیباشناختی در این حقیقت نهفته است که در طول تاریخ تنها انگشت شماری فیلسوف توانسته اند آن را در فلسفه خود ملحوظ نمایند. زیباشناختی در کار این معدود هم بیشتر به عنوان زایده ای باقی مانده و جزء لاینفک فلسفه آنها نشده است. از سوی دیگر تعداد بسیار اندکی از کسانی که به این مهم پرداخته اند ،توانسته اند به درک ما از علم،اقتصاد،اخلاق یا معنویت کمک کنند. ازنظر تاریخی زیبایی شناسی مایه سرشکستگی خانواده فلسفه بوده است.

گسست زیبایی شناسی در این حقیقت نهفته است که مدیران کم و بیش می دانند علم،اقتصاد،و اخلاقیات یا معنویات مدیریت چیست، اما اغلب درباره زیبایی شناسی مدیریت چیزی نمی دانند. از زمان های گذشته این فرض قوت گرفته است که میان زیبایی شناسی و مدیریت ربطی وجود ندارد.

اکنون باورداریم که دست کم جامعه های به اصطلاح توسعه یافته به پیشرفت هایی در زمینه علم و اقتصاد دست یافته اند، اما کمتر کسی ادعا می کند که پیشرفت های اخلاقی و معنوی هم وجود داشته است.به ندرت کسی باور می کند که پیشرفت عمده ای دراین زمینه داشته ایم: که هنر بهتری آفریده باشیم یا زیبایی طبیعی یا ساخته دست بشر را بیش از اجدادمان تحسین کنیم.

توجه من نسبت به زیبایی شناسی از این اعتقاد سرچشمه می گیرد که عدم پیشرفت در این حوزه دلیل بنیادی یکی از بحرانی ترین مسائل جامعه ما یعنی کاهش کیفیت زندگی است. برای توجیه این اعتقاد باید ماهیت کارکرد زیبایی شناسی را در جامعه روشن ساخت.

منبع: کتاب برنامه ریزی تعاملی ، راسل ایکاف ، ترجمه دکتر سهراب خلیلی شورینی

Art-Materials-photo-1

2 دیدگاه در “زیبایی شناسی و مدیریت

  1. هر چه خواستم اینجا نظر نگذارم دلم نیامد. البته شاید پرحرفی و زیاده گویی است ولی روی دلم سنگینی میکند:
    اصلا به نظر من عدم زیبایی در هر شانی خلاف طبیعت است. شما وقتی یک مدیر خوش خط را می بینید، چه قضاوتی راجع به وی می کنید؟ وقتی یک سازمان با ساختمان و دکوراسیون زیبا می بینید، آیا مسحور آن نمی شوید؟ اگر با یک آدم خوش تیپ یا ژولیده جلسه داشته باشید، نتیجه جلسه را یکسان ارزیابی می کنید؟ اگر یک کاتالوگ زیبا و چشم نواز ببینید و یک برگه تبلیغاتی درهم راجع به یک کالا، اول با کدام شرکت تماس برقرار می کنید؟ به نظر من زیبایی یکی از تاپیکهای مهم طبیعت بوده و رعایت آن در تمام شؤنات الزامی است.
    رویکرد دیگر هم نوعی دیگر از مدیریت است که من به آن مدیریت رضاخانی می گویم. وقتی یک آدم کم سواد، بی هنر و البته دیکتاتور بخواهد مدیریت کند، از آنجا که به دیگران اجازه نخواهد داد که کسی چیزی را ببیند، لذا در این سیستم زیبایی مهم نیست. البته این مدیران باید آنقدر توانمند و قلدر باشند که ابهت آنها همه چیز را تحت الشعاع قرار دهد. لازم به یادآوری است که در ایران خودمان این نوع مدیریت طرفداران بسیار زیادی داشته و با توجه به مندرجات مقاله فوق، این موضوع در غرب نیز پر طرفدار است. اصولا تعریف بعضی از مدیریت، ابعاد متفاوت این نوع مدیریت است.

  2. به نظر من زیبایی مدیریت در این است به حرفی که میزنیم، در عمل هم به آن حرف احترام بگذاریم و قبولش داشته باشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *