تجزیه زندگی

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 90

CREATOR: gd-jpeg v1.0 (using IJG JPEG v62), quality = 90

شاید گرانترین تجزیه ای(اشتباهی تجربه نخوانید!) که فرهنگ ما تحمل کرده است، تجزیه خود زندگی به کار، آموزش، بازی و امور معنوی باشد. هر کدام از این جنبه های زندگی با ایجاد موسسات اختصاصی از دیگر جنبه های زندگی منفک شده و تا آنجا که ممکن بوده است سه جنبه دیگر را کنار گذاشته اند. باشگاهها، نمایشخانه ها و استادیومهای ورزشی برای بازی طراحی می شوند و نه برای کار. محیطهای کاری فقط برای کار طراحی می شوند و نه برای بازی یا آموزش و یا انجام امور معنوی. مدرسه ها برای آموزش طراحی می شوند و نه برای کار یا بازی و یا امور معنوی. موزه ها و کلیساها برای امور معنوی طراحی می شوند و نه برای کار یا آموزش. یکی از مهمترین نتایج تفکر سیستمی تشخیص این واقعیت است که اثربخشی هر یک از این چهار مقوله، بستگی دارد به میزان در هم تنیدگی و همسویی آنها. ارتقای استانداردها و کیفیت زندگی ما بستگی به آن دارد که تا چه حد می توانیم فاصله بین کار، بازی، آموزش و امور معنوی و همچنین سازمانهای مربوط به این موضوعات را کاهش دهیم. تعامل بین این مقوله ها، تعامل دیگری است که می باید مدیریت به گونه ای موثر مد نظر قرار دهد.

راسل ایکاف،بازآفرینی سازمان،ترجمه تقی ناصر شریعتی و همکاران،سازمان مدیریت صنعتی،

4 دیدگاه در “تجزیه زندگی

  1. اين آقاي ايكاف بدرستي فرموده اند. مخصوصا تو ايران اين تجزيه به وضوح ديده ميشه. هر سازماني كه اندكي با اين تجزيه فاصله داره هميشه برامون متفاوت جلوه ميكنه.

  2. تجزيه امور شرط لازم پيشرفت و ترقي است و تركيب آنها شرط كافي است. به نظر ميرسد جامعه  بعد إز چند قرن پيشرفت در حوزه هاي مختلف زندگى كه مديون تجزيه امور بوده و سرعت آن در قرن أخير به واسطه تجزيه امور چشمگير بوده حالا به درستى نياز شديدى به تركيب و درهم تنيدگى آنها داره. تفكر سيستمى بستر مناسبى را براى حركت در عرض زندگى ايجاد مي كنه تا إز شكننده شدن طول آن كه بواسطه تجزيه امور خيلى رشد كرده جلوگيرى كنه.  

  3. این ایکاف همون نبود که خلاصه کردیم؟؟؟؟؟ D:
    وبلاگ نو خیلی خیلی مبارک من که هر روز سر میزنم براتون آرزوی موفقیت روزافزون دارم

  4. سلام.
    میدانیم که ایرانیها در روابط اجتماعی و بیان نظرات چه فردی و چه سازمانی و گروهی پیچیده عمل میکنند؛بطور مثال برای اینکه بخواهند نظر خودرا در مورد مساله یا مشکلی بیان کنند با عبارات تودرتو و سنگین آنرا بیان میکنند.وجود مثالهای فراوان در ادبیات و زندگی ما بر این موضوع موید این مطلب است.
    جالب است با توجه به اینکه ایرانیها دارای جامعه ای پیچیده و وابسته به هم و در کل عاطفی هستند اما در ارائه کارهای گروهی و تیمی ضعیف عمل میکنند و با توجه به روحیه دستگیری و کمک رسانی که دارند تا بروز فاجعه اقدام موثری جهت پیشگیری انجام نمیدهند و درصد بالایی دوست دارند خوشیها را به تنهایی انجام و مشکلات خود را با تعداد قابل توجهی از افراد به سرانجام برسانند.
    هدف گذاری و برنامه ریزی دقیق که میتواند حاصل کاگروهی باشد کمتر دیده میشود و چون تعداد معدودی تصمیم سازی میکنند،عموماً انجام برنامه ها و کارها با مشکل مواجه میشود.
    به نظر من این تجزیه حاصل تفکر ناقص است و هرچقدر این ارتباط نزدیکتر باشد در همه امور از قبیل مادی و معنوی،آموزش و امور علمی،بازی و … تاثیر به مراتب بهتری داشته و مارا به داشتن جامعه ای کمابیش مانند مدینه فاضله امیدوارتر میسازد.
    همگان موفق باشیم.انشاءالله

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *