سازمان پایدار و ارزش های متضاد!!

برتراند راسل می گوید:”برای ایجاد پایداری در سیستم های اجتماعی همواره باید به طرز کنترل شده ای در آن بی نظمی تزریق کرد”

حتما شما هم مانند من مدیران یا سازمان های بسیاری را می شناسید که برای آنها نظم و انضباط کاری از اهمیت و اولویت بالایی برخوردار است. اساسا این گونه به نظر می رسد که نمود عقلانیت (Rationality)در اداره سازمان ها با وجود نظم (Punctuality) در سازمان ها گره خورده است! من اگرچه با این موضوع موافقم اما چندان هم با آن بی مساله نیستم!

لازمه موفقیت در طول زمان هم برای افراد، هم برای سازمان ها و هم برای جوامع حفظ پایداری است. پایداری وضعیتی است که در طول زمان سیستم ها را از مرزها و حالت های آشفته و آشوبناک دور نگاه می دارد.علاقه به پایداری ، تعادل و ثبات ، ما آدمیان را به سوی امور قطعی و پرهیز از ابهام و آشفتگی سوق می دهد. اساسا علاقه ما آدمیان به ایجاد سازمان ها ، ساختارها ، روال ها و نظم ها از همین جا نشات می گیرد. ما در دنیای پیچیده و آشوبناک ، جزایری از قطعیت ها خلق کرده ایم و در آنها زندگی می کنیم. سازمان ها بهترین نمونه های این “جزایر قطعیت” هستند. مکان هایی که راه رفتن و زیستن در آنها ما را کمتر دچار ابهام و آشفتگی می کند! و لازمه حفظ پایداری آنها را التزام جدی به نظم و انضباط می دانیم!

اما پرسش و چالش جدی این است که آیا افراد، سازمان ها و جوامع می توانند فقط با تکیه بر یک ارزش و غفلت از سایر ارزش ها پایداری خود را حفظ نمایند؟ آیا در سازمان ، نو آوری و خلاقیت ، انعطاف و همکاری ، روحیه تیمی ، انگیزش کارکنان و نظایر آنها مهم نیستند؟ چرا که هستند و همه می دانیم که این طور است ولی پس چرا در ارزیابی عملکرد کارکنان ، حضور به موقع و انضباط  همواره از نظر اغلب مدیران مهم تر است؟! افراد نوآور در سازمان ها ، سازمان را برای آینده آماده می کنند و در محیط پر تلاطم رقابتی , ایده های آنها می تواند سازمان را در موقعیت خوبی در بازار قرار دهد و مانع از رکود یا شکست سازمان در آینده شود ولی همواره نظم های موجود می تواند مانعی بر سر راه این گونه افراد باشد. معمولا نظم به دنبال حفظ وضع موجود است در حالی که برای خلق وضعیت جدید باید از مرز بی نظمی گذر کنیم!                                                        و آیا یک فرد خلاق صرفا می تواند با ایجاد ایده های نو و نوآوری موفق باشد؟ بلکه این فرد برای عملی کردن ایده های خود باید پشتکار و انضباط کاری داشته باشد.  وآیا یک جامعه می تواند فقط با التزام به ارزش عدالت یا فقط با التزام به ارزش آزادی ، جامعه و امور را سامان دهد؟ بلکه آزادی باید عادلانه باشد و عدالت ، آزادی را محترم بدارد.

در پهنه و عرصه دنیای واقع ، حفظ پایداری ، مستلزم وجود هم زمان ارزش های متضاد است. هیچ گاه یک ارزش به تنهایی و در نبود ارزش های متضادش نمی تواند افراد، سازمان ها و جوامع را پایدار نگاه دارد. و تکیه بر یکی از این ارزش ها و باقی آنها را نادیده گرفتن ویا کم اهمیت دانستن ، سیستم ها را به مرزهای ناپایداری و آشوب نزدیک می کند!!

ولی هم چنان این سوال دل مشغولی من است که چرا سازمان ها و مدیران آنها در عمل همواره نظم و انضباط را مهم ترین ارزش سازمانی می دانند؟ 

 

4 دیدگاه در “سازمان پایدار و ارزش های متضاد!!

  1. سلام استاد
    براي تك تك لحظات زندگيتون بركت و سلامتي آرزو ميكنم
    ممنون كه هستيد،،واقعا ممنون
    ممنونكه وب ياد رو معرفي كرديد
    استاااااااااااااااااد ممنون كه هستيييييييييييييد

  2. سلام استاد گرامي
    به واسطه وبلاگ هاي شما و سرچ در اينترنت بسيار مشتاق شدم تا اطلاعاتي درباره عملكرد مغز بدانم !!!! خواهش ميكنم چند تا كتاب درباره مغز و اساس كار مغز معرفي كنيد(من در اين حوزه بسيار بي اطلاعم و با ديدن وب ياد شما بسيار مشتاق شدم طوري كه هر كسي رو كه ميبينم درباره عملكرد مغز هنگام تصميم گيري رو براش توضيح ميدم!!!!!)
    عجب خداييي دارم !!!!!!!
    واقعا ممنونتون ميشم.براي معرفي كتاب….!

  3. سلام
    بسیار ممنونم از لطف و توجه شما
    شاد و تندرست و تابستانی باشید
    کتابها:
    1- مغز(جان کلام)-مایکل اوشی-نشر افق
    2-آگاهی-سوزان بلکمور-نشر فرهنگ معاصر
    3-راهنمای کاربران مغز-جان جی.ریتی-انتشارات نیلوفر
    4-خطای دکارت(عاطفه،خرد و مغز انسان)-آنتونیو داماسیو-انتشارات مهر ویستا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *