اثر طلایی لمس کردن (Midas Touch Effect)

thingscon-amsterdam-2015-workshop-haptics-gijs-huisman-10-638لامسه اولین حسی از ماست که توسعه می یابد و برای ما بیشترین ابزارهای تماس با دنیای خارج را فراهم می کند. پوست و گیرنده های حسی موجود در آن، قدیمی ترین و گسترده ترین اعضای حسی ما را ایجاد می کنند. برای ایجاد چشم اندازی از این موضوع توجه کنید که یک فرد بالغ به طور متوسط 18000 سانتی متر مربع پوست دارد که در حدود 16 تا 18 درصد از وزن بدنش را تشکیل می دهد.
حس لامسه برای ما اغلب یک کانال ارتباط مسلط را ایجاد می کند و تماس بین شخصی نقش مهمی در آسودگی احساسی و هیجانی ما ایفا می کند. خواه یک دست دادن محکم باشد، یک دست زدن تشویق آمیز بر پشت کسی باشد، یک هم آغوشی هوس انگیز باشد، یک سقلمه ای برای ایجاد توجه در دیگری باشد، یک بوسه محبت آمیز باشد، یا نوازش آرامی بر روی شانه باشد، تماس بدنی بلادرنگ نیروی حیاتی بسیار قوی تر از کلام ایجاد می کند. تجربه های شخصی ما نشان می دهد که حتی خفیف ترین تماس ها از طرف شخصی دیگر می تواند تجربه های قوی هیجانی ایجاد نماید، از یک تجربه آرام بخش که شخصی توسط همسرش لمس می شود تا اضطرابی که در اثر لمس غیرمنتظره، توسط یک غریبه ایجاد می شود.
ما از لمس کردن برای در میان گذاشتن احساسات خود با دیگران و برای بهبود معنای ارتباطات کلامی و غیرکلامی خود استفاده می کنیم. «لمس کردن ده مرتبه از تماس کلامی و احساسی قوی تر است و بر هر چیزی در اطراف ما تأثیر می گذارد. هیچ حس دیگری مانند این نمی تواند مارا برانگیزاند … ما فراموش می کنیم که لامسه برای گونه بشر نه تنها یک حس اصلی بلکه مهم ترین حس است.»
در واقع تماس بین شخصی نقش بسیار مهمی در اولین تعاملات اجتماعی ما ایفا می کند و درس های آغازین ما از عشق ورزیدن اغلب از طریق آغوش گرفتن های دوران کودکی ما توسط دیگران حاصل می شود. اولین حس های لامسه خاطرات ما را شکل می دهد و بدین ترتیب رفتار آینده ما را پیش می راند. همچنین تماس بین شخصی می تواند یک ابزار قدرتمند برای دستیابی به تبعیت و پیروی دیگران یا متقاعد ساختن دیگران درباره چیزی فراهم نماید.
حس لامسه ابزاری بسیار قدرتمند برای تحریک و تنظیم هیجانات در آدمی فراهم می کند. در واقع پوست ما شامل گیرنده های حسی است که می تواند پاسخ های هیجانی و عاطفی و یا پاسخ های مربوط به درد و لذت را ایجاد نماید.
به نظر می رسد که نقش لمس کردن به عنوان ابزاری برای ارتباط بین شخصی در بسیاری از گونه های جانوری توسعه یافته است. در واقع لمس کردن شکل مهمی از ارتباط در بسیاری از حیوانات می باشد. به طور مثال ببرهای مادر فرزندان خود را لیس می زنند و پوزه خود را به آنها می مالند. میمونها یکدیگر را با دست تیمار داری و نوازش می کنند و بچه خرس ها با یکدیگر کشتی می گیرند. در قلمرو حیوانات لمس کردن برای ایجاد راحتی، ایجاد پیوندها و برقراری غلبه و تسلط استفاده می شود. بدین ترتیب جای هیچ تعجب نیست که لمس کردن در «حیوانات اجتماعی» (social animals) از اهمیت زیادی برخوردار است. به طور مثال گزارش شده است که تماس بدنی دلفین ها تحت عنوان «به هم زدن باله ها» (flipper- rubbing) در بهبود روابط خراب و کاهش استرس در بین گروهها در تعاملات پرخاشجویانه کمک می کند.
گوگن (Gueguen) (2004) یک آزمایش را گزارش کرده است که در آن دانش آموزان در یک کلاس درس برای ارائه راه حل یک تمرین آماری مطرح شده بر روی تخته سیاه ترغیب می شدند. تعدادی از دانش آموزان در هنگام حل تمرین بازوی آنها به طرز خفیفی توسط معلم لمس می شد در حالی که سایر دانش آموزان لمس نمی شدند. سپس معلم از دانش آموزان خواست که راه حل خود را بر روی تخته سیاه ارائه نمایند. نتایج نشان داد که لمس کردن، تعداد دانش آموزان داوطلب را افزایش داد. این پدیده توسط برخی پژوهشگران «تماس طلایی» (Midas touch) نامیده شده است.
حس لامسه هیجانی ترین تجربه های تماس بین شخصی ما را شکل می دهد. دکتر تیفانی فیلد (Dr Tiffany Field) مدیر موسسه پژوهش های لامسه( Touch Research Institue, Miami, Florida) در میامی فلوریدا تاکید می کند که ما در دوران “قحطی تماس لمسی” زندگی می کنیم!!
Midas
midas-touch