ابعاد فرهنگی هافستد:فاصله قدرت(بخش سوم)

hqdefault3این بعد با این واقعیت سر و کار دارد که افراد در جوامع برابر نیستند. این بعد نشان می دهد که نگرش فرهنگ در برابر این نابرابریها چگونه است. فاصله قدرت این طور تعریف می شود که به چه میزان اعضای فرودست در سازمانها در یک کشور، توزیع نابرابر قدرت را انتظار دارند و می پذیرند.قدرت و نابرابری ویژگی تمامی جوامع است. تمامی جوامع نابرابر هستند اما برخی “نابرابر”تر هستند.
جدول زیر فرهنگ با “فاصله قدرت پایین” را با فرهنگ با”فاصله قدرت بالا” مقایسه می کند.
pd3
highpwerdistance-vs-lowpowerdistance11منبع:
Dimensionalizing Cultures: The Hofstede Model in Context,Geert Hofstede,Universities of Maastricht and Tilburg, The Netherlands,2011

ابعاد فرهنگی هافستد: فردگرایی/جمع گرایی(بخش دوم)

individual_shoes_DigitalVision_thinkstockموضوع اصلی که این بعد به آن اشاره می کند میزان وابستگی است که در بین اعضای جامعه وجود دارد که آیا تصویر شخصی افراد بصورت «من» یا بصورت «ما» بیان و تعریف می گردد. در جوامع فردگرا مردم متوجه خودشان و فامیل مستقیم خود هستند. در جوامع جمع گرا مردم به گروههایی تعلق دارند که در ازای اظهار وفاداری به آنها از افراد حمایت و مراقبت می کند.

جدول زیر فرهنگ فردگرا را با فرهنگ جمع گرا مقایسه می کند:

id1Capture

منبع:

Dimensionalizing Cultures: The Hofstede Model in Context,Geert Hofstede,Universities of Maastricht and Tilburg, The Netherlands,2011

ابعاد فرهنگی هافستد(بخش نخست)

hf1

طی یکسال گذشته یکی از پربیننده ترین مطالب این وبسایت، نوشته کوتاهی درباره “هافستد و فرهنگ ایرانی” بود. مناسب دیدم که طی چند نوشتار کوتاه درباره ابعاد فرهنگی از نظر هافستد ،بیشتر توضیح دهم:

از نظر هافستد، فرهنگ برنامه ریزی جمعی ذهن است که افراد یک گروه یا طبقه را از سایرافراد گروهها و طبقات متمایز   می سازد.فرهنگ در سطح ملی، سازمانی، شغلی، نسلی و طبقات اجتماعی قابل بررسی است. از نظر او نسبت دادن ویژگی های فرهنگی به سطح سازمانی و فردی  درست نمی باشد. فرهنگ ملی بسیار عمیق و ریشه دار است و بر فرهنگ سازمانی و فردی غلبه دارد و خودش را به طور ناخودآگاه در ارزش­ها و گرایش­های افراد نشان می­دهد و فرهنگ سازمانی خودش را در به طور واضح و آگاهانه در رویه های سازمانی نشان می دهد.آنچه در سازمانها وجود دارد صرفا    رویه ها و سبک­هایی از مدیریت می باشند که در صورت جابجایی افراد از سازمانی به سازمانی دیگر تغییر میکند.

به مرور هر یک از این ابعاد فرهنگی را با تفصیل بیشتری شرح خواهم داد.

منبع:

Dimensionalizing Cultures: The Hofstede Model in Context,Geert Hofstede, Universities of Maastricht and Tilburg, The Netherlands,2011
hf2

کوچه مدیر:در ستایش مدیران این سرزمین!

مدتی است که هفته ای یکبار برای حضور در جلسه ای در دفتر یک شرکت به حوالی ولی عصر، بالاتر از میرداماد، می روم. در راه برگشت که معمولا پیاده و قدم زنان آن را طی می کنم، از کوچه ای با عنوان “کوچه مدیر” می گذرم. هم انتخاب این نام برایم جالب است! و هم این که در مدت گذر از این کوچه، معمولا به مدیران و مدیریت در این سرزمین می اندیشم.

بگذارید بی تعارف بگویم که کلمه “مدیر” در این دیار چندان خوشنام نیست! و عمدتا با کلیشه های رایج منفی همراه می شود که خودتان بهتر می دانید. اما من در این جا می خواهم چند خطی در ستایش مدیران این سرزمین بگویم:

مدیریت هیچ گاه و هیچ جایی، کاری سر راست، روشن و راحت نبوده ونیست. ما از مدیران انتظار داریم که “همه چیز تمام!” باشند.دانش و تجربه کافی داشته باشند، سازمان را به سودآوری برسانند، در مقابل هیات مدیره و سهامداران پاسخگو باشند، کارکنان و مشتریان را راضی نگاه دارند، بینش ها و نگرش ها ی مثبتی داشته باشند، باحوصله،صبور،انتقادپذیر و منعطف باشند، به طور مشارکتی تصمیم بگیرند ، نوآور و خلاق باشند و……………   به ویژه در این دیار، سرزمین و کشور عزیز! در محیط اقتصادی پر تلاطم و نامطمئن، در جامعه ای در حال گذار،در فرهنگی با پیچیدگی های متداول در ارتباطات که کمترین این پیچیدگی ها در ارتباطات اجتماعی ،جملاتی است که هیچ گاه واجد منظور اصلی خود نیستند! و این که چه کسی، در چه مکانی ، در چه زمانی و در پاسخ به چه شخصی و … آنها را می گوید، حائز اهمیت است. خودتان با افعال معکوس، تعارفات و نظایر آن در فرهنگ ما آشنا هستید.

کوتاه سخن این که از نظر من در این شرایط ، مدیرانی که در بخش های مختلف دولتی، عمومی و خصوصی، سازمان ها را راهبری می کنند، قابل ستایش و تقدیر هستند. به نظر من برای بهبود عملکرد سازمان ها ، بهبود فضای کسب و کار و پیشرفت اقتصادی کشور، باید به حرفه مدیریت و مدیران حرفه ای ارج بنهیم و آنها را شایسته تقدیر و ستایش بدانیم. “کوچه مدیر” که هیچ، جای “روز مدیر” نیز در تقویم خالی است!